کیف نادره

سالها طول می کشد تا دنیا آبستن یکی مثل تو شود. چقدر کمیابی!
يستغرق سنوات عديدة أن يولد حاملا مع واحد مثلك. كيف نادرة!

Sent from Samsung Mobile.

نوشته‌شده در دست نوشته ها | دیدگاهی بنویسید

همه ی خاطره ها شیرین نیستند

:
دختری رو که کپی بسیار نزدیکی از مرلین مونرو بود به نوشتن ترغیب کردم. نوشت و مردی عاشقش شد و بسیار پیشرفت کرد. فردا دیگر نمی شناختم

Sent from Samsung Mobile.

نوشته‌شده در دست نوشته ها | دیدگاهی بنویسید

شعرهایم در خواب

در خواب برایت شعر می نویسم
قصه می گویم
و تحسینت می کنم.
بیدار که می شوم اما
تو نیستی
و شعرهایم نیز

Sent from Samsung Mobile.

نوشته‌شده در دست نوشته ها | دیدگاهی بنویسید

خواب زنی دریانورد

خوابی دیدم. خواب زنی دریانورد در آنسوی آبها. در میان رودهای آرام. با کشتی سفیدی به آرامی همان آبها. که عاشق مسافری شده بود – که مسافری عاشقش شده بود. شب هنگام که ناخدا به کابینش آمد و پرده را کنار زد، مرد به خودش جرات داد، و آنوقت که همه ی مسافران خواب بودند، او را در آغوش کشید، بوسید، و نگریست. ناخدا مانند کشتی آرام بود، اما چیزی در درونش می جوشید. هیچ نگفت. در میانه ی درب، باد حریر پرده را تکانی داد. مرد به خودش جرات داد، ناخدا را در سینه اش فشرد، سینه هایش را از بند پیرهن رها کرد. ناخدا چیزی گفت و باد پرده ی حریر را به روی ناخدا کشید. معجزه ی ماه هنوز توازنی سفید و برجسته و خوش تراش چون مرمری تراشیده را افشا می کرد. شاید چیزی تغییر کرده بود که مرد رفت. ناخدا می دانست که او فقط مسافر است. تلاطم دریا که آرام شد فهمیده بود.

Sent from Samsung Mobile.

نوشته‌شده در دست نوشته ها | دیدگاهی بنویسید

سکوت فاطمه تلخ است در مقام دفاع

من به فکر خودت را، میان بار هتل
برقص! شانه به شانه – موازی الاضلاع
برای هر زن انگیزه ات به شعر جدید
سکوت فاطمه، تلخ است در مقام دفاع

Sent from Samsung Mobile.

نوشته‌شده در دست نوشته ها | دیدگاهی بنویسید

فرو ریختن ساختمانی از جنس فولاد

برای که عزای عمومی اعلام کرده‌اند؟ آتش‌نشان هایی که جانشان را برای «چه» به هدر دادند؟ یا خانواده هایشان که یک عمر در این اندیشه که آنها جان دادند برای حفظ مال آن دیگران و نه مال ماند و نه جان! یا برای آن هزار و اندی کارگر بیچاره که در این چند ماه مانده به انتهای سال قطعاً حق و حقوقشان پایمال خواهد شد؟ شاید برای هوایی گریه می کنند که داشت خفه می شد. و شاید این یک عزای عمومی است برای همه موقعیت های مشابهی که پیش خواهد آمد و نظام نا کارآمدی نخواهد توانست کسی را از زیر این همه آوار به سلامت نجات دهد.
این یک عزای عمومی برای مدیران و مسئولان و مردمان ما توامان است.

Sent from Samsung Mobile.

نوشته‌شده در دست نوشته ها | ۱ دیدگاه

واژه های بی رحم

:
کلمات کش می آیند. انگار از پس هر واژه ای، واژه ای دیگر زاییده می شود. در انتهای هر نوشته ای، هنوز نوشته ای هست. نوشته ای که منتظر بر روی سطرها نشسته و مانند کودکان رها از هر معنی پای خود را در این ارتفاع شگرف تاب می دهد. تمام نمی شوند این مقاله های بی رحم.

Sent from Samsung Mobile.

نوشته‌شده در دست نوشته ها | دیدگاهی بنویسید