نوشته شده در دست نوشته ها

مقصر

از کارهای آدمی که فکر می‌کنه همیشه شما مقصرید فاصله بگیرید و با اون بحث نکنید. یه روزی که گند کارهایی که کرده و تصمیماتی که گرفته در بیاد، باز شما و دیگران رو مقصر می‌کنه. حتی اگر شما هیچ دخالتی نداشته باشید. اما فاصله گرفتن باعث میشه حداقل تا اون روز اعصابتون آروم باشه!

نوشته شده در دست نوشته ها

انتظار

مرا ببین! ایستاده ام پشت زلال چشمانت، در سرزمین آفتاب سوخته ی انتظار، شاید که بازگردی از این سکوت طولانی. و مرا میهمان کنی به سلامی سرد، چون همیشه. و سرخی بوسه هایت را در کنج پستوی خانه پنهان کنی. نکند که دلم را رنگین کرده باشد و اشتیاقم را بیشتر.

نوشته شده در دست نوشته ها

تاکستانهای آندلس

صدای زنان اسپانیایی شبیه شرابهای "مالاگا"ست که از انگورهای بلند و سفید گرفته می شوند، که شیرین است ولی نه شیرینتر از نور سبز سپیده دم. صدای زنان اسپانیایی زیر است، ولیکن پر از نخ های کشیده خنده. مثل صدای دو خواهر که بعد از یک جدایی طولانی با هم گپ می زنند…. ص

نوشته شده در دست نوشته ها

میهمانم کن

مرا به گلوله ای میهمان کن. چیزی که بی تعارف از جایی میان قلبم بگریزد، و حجم خون گرفته ی احساساتم را در بیرحمی درون خودش متلاشی کند. حجم سربی بی احساسی که متفکرانه برای آنچه نمی داند، جانم را نستاند اما تو را و اندوه نداشتنت را و غم دوری ات را از ذهنم بزداید. بی هیچ تعارفی، صبور و سهمگین.

نوشته شده در دست نوشته ها

معضل های خود ساخته

یکی از اتفاقاتی که در حوزه کار در دوره ریاست جمهوری آقای رئیسی رخ داده است افزایش حقوق کارگران مناطق پتروشیمی به بیش از دو برابر میزان سالهای قبل می باشد. گرچه این موضوع از نظر کارگران امری مطلوب و قابل قبول است، اما باید توجه داشت که از دید کارفرمائی و شرکت هایی که می بایست از خدمات کارگری استفاده کنند، تصمیم گرفته شده مبنی بر افزایش دو برابری دستمزدها، تصمیمی بسیار آسیب زا به پیکره ی تولید و خدمات می­باشد. چه اینکه درآمد کارفرمایان از قبال پیمانهای منعقده از بابت افزایش دستمزدها تغییری نیافته است اما به نسبت، هزینه ها تا 2 برابر افزایش داشته اند.
باید بپذیریم که اقداماتی این چنین که باعث افزایش نرخ رضایتمندی طبقه کارگر می گردد، با ایجاد مخارج اضافی در همه ی سطوح، موجبات افزایش مجدد هزینه های جاریه و درنهایت بازگشت کارگران به سطح پایین تری حتی پیش از دوران افزایش دستمزدها را در بر خواهد داشت.
در این بین اما دولت و تصمیم گیران این حوزه های کلان مدیریتی بیشتر به فکر تزریق مسکن های موقتی و ایجاد رضایمتندی به نفع خود می­باشند، حتی اگر قرار باشد این رضایتمندی در دوران ریاست جمهوری بعدی تبدیل به یک نارضایتی شدید تر عمومی گردد. زیرا که حل معادله ی پیچیده ی اقتصاد تنها از عهده ی ذهن هایی آگاه و تحصیل کرده و دانشمند بر­می آید، که این مهم در هیچکدام از دولتهای پس از انقلاب دیده نمی شود.
شاید راهکار خروج از وضعیت پیچیده کنونی اجازه دادن به قشر دانشگاهی و تحصیل کرده و اغلب جوانتر از نسل فعلی مدیریتی برای رفع نابهنجاری های اقتصادی باشد، هر چند که پاره ای از آنها موافق یا همسو با جریان قدرت نباشند.
باید بپذیریم استفاده از دانش افرادی که شاید در هیچ جهتی با ما موافق و هم نظر نیستند شکست نیست. بلکه عین کیاثت و هنرمندی است.

نوشته شده در دست نوشته ها

فراق

اگر به دست من افتد
فراق را بکشم

نوشته شده در دست نوشته ها

تقابل

مسئله اینجاست که از نظر شما یه رفتاری بی تربیتی و خارج از ادب محسوب نمیشه، اما همون رفتار از نظر من توهین حساب میشه. اینکه وسط صحبت کسی پاشی بری با تلفنت صحبت کنی یا بدون توجه به اینکه اون چی میگه یکدفعه حرف خودت رو بزنی، از نظر شما یه رفتار طبیعیه. برای همین خودت رو محق می دونی که این رفتار رو داشته باشی و وقتی با واکنش من رو برو میشی چون حق رو با خودت میدونی به نظرت من دارم زیاده روی میکنم. مثال ساده اش برای اینکه متوجه بشی چی میگم این میشه که مثلا زدن حرف های رکیک و آب دهان انداختن روی زمین و شوخی های خارج از عرف خصوصا در جمع از نظر جماعت سطح پایین اجتماع چیز بدی نیست و اگر من بینشون قرار بگیرم و به این رفتارشون اعتراض کنم همه ی اونها مثل شما با تعجب بهم نگاه میکنن و البته بسیار شاکی میشن که چرا عیششون رو خراب میکنم! از نظر اونها من غیر منطقی و غیر طبیعی دارم رفتار میکنم. و البته حق هم دارند. حق هم دارید. در جایگاهی که اونها هستند این طرز رفتار طبیعیه. حالا اگر یکی از همونها به هر دلیلی رتبه و منزلت علمی ای در جامعه پیدا کنه، حتی با وجود اینکه از نظر اجتماعی دیگه در اون سطح محسوب نمیشه، اگر در موقعیتش قرار بگیره همون رفتار رو از خودش نشون میده و از نظرش این رفتاری که کرده هنوز هم خارج از عرف نیست. چون اینطور آموزش دیده، بزرگ شده و البته سماجتش رو برای داشتن این رفتار نه تنها نا پسند نمی دونه، بلکه به نظرش خیلی هم خوبه. شاید این آدمها در تمام طول زندگیشون در موقعیتی قرار نگیرند که تعداد آدمهایی که رفتار اونها رو زشت و خارج از عرف میدونند از تعداد اونها بیشتر بشه و از این بابت در اقلیت قرار بگیرند و با خودشون فکر کنند که رفتاری که تا اون موقع داشتند ناپسند بوده، شاید هم فقط با یک نفر بر خورد کنند که رفتار اونها رو ناپسند بدونه. اما این از حقیقت رفتار ناخوشایند اونها چیزی کم نمی کنه. اون روز با تکرار رفتاری که بارها در موردش با هم صحبت کردیم، شما برای من تبدیل شدی به یکی مثل خانواده ی مادریم. یکی از اون سطح اجتماع که باور نداره رفتارش ناپسنده. بلکه حق رو با خودش می دونه. و اگر در نهایت تظاهر کنه که از رفتارش پشیمونه، چون در درونش حق رو با خودش میدونه، در واقعیت چیزی تغییر نمیکنه و این رفتار توهین آمیز دوباره تکرار میشه. کاریش نمیشه کرد. من، هم خسته تر از اونم که بخوام در این باره با شما بحث کنم، هم تجربه ی زندگی بین آدمهایی که همه مثل شما بودن بهم ثابت کرده که اگر میخوام زیاد زجر نکشم باید فاصله ام رو با شما ها حفظ کنم. من دنیای خودم رو داشته باشم. شما هم دنیای خودت رو داشته باش. دیگه حتی اگر به توهین کردنت هم ادامه بدی ناراحت نمیشم. اون موقع ناراحت میشدم چون این رفتار رو از شما انتظار نداشتم. چون فکر می کردم شما فراتر از آدمهایی هستی که من باهاشون بزرگ شدم. اما حالا که میبینم شما فقط دکتر خوبی شدی، اما همون رفتار رو تا حالا با خودت حمل کردی و چیزی برات تغییر نکرده، انتظاری بیشتر از این هم ازت ندارم. نگران چیزی نباش. داریم زندگیمون رو میکنیم. شما رفتار خودت رو داری، منم دنیای خودم رو.

نوشته شده در دست نوشته ها

سرزمینی برای داستانهای من

من خاطراتی برای تعریف کردن دارم که برای شنیدنشان باید جایی باشی که قبلاً هرگز نبوده ای – ماجراهایی که بوی شعر میدهد و طعم شیرین خنده های تو و عطر مسحور کننده گیسوانی که در میان انگشتانم شروع به روئیدن کنند. و قصه آغاز شود. خاطراتی از جنس آینده، برآمده در اولین آفتاب سحرگاه چشمان مخمور کسی، در سرزمینی که تو بر آن حاکم باشی – جایی به وسعت یک مرد.